Recent Posts

Showing posts with label Diary. Show all posts
Showing posts with label Diary. Show all posts

Wednesday, December 18, 2013

تولد ۳۲ سالگی




سه روز پیش یعنی ۲۵ آذر، تولد ام بود. این روزهای شلوغ، که هم من سرم شلوغ است هم دوستانم مشغول درس و کتاب و مدرسه، با این حال برای من جشن تولد گرفتند.
به کافه ای نزدیک میدان شاتله رفتیم و دوستان برایم کیک تدارک دیده بودند و نیز دست جمعی یک هدیه ارزشمند بهم دادند.
دوربین دیانا لوموگرافی با افزونه ی پولاروید که میشه یک دوربین پولاروید خیلی خوب.
امروز هم رفتم برای این دوربین ام کاغذ عکس پولاروید و یک لنز واید گرفتم. هنوز باتری نخریدم تا راه اندازی این دوربین کامل شود.
فردا حتما عکس های خوبی باهاش خواهم گرفت.
دوستانی بهتر از آب روان. از همینجا تک تک شان را می بوسم. برای دخترا صلوات می فرستم البته :))

Friday, June 14, 2013

انتخابات ریاست جمهوری



امروز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ ، صبح زود خودم را به سفارت ایران در پاریس رسانده و در ساعت ۸ بامداد رای خودم را به صندوق انداختم. باشد که این رای کوچک همچون قطره ای از دریا، برای کشور و مردم پربار و پر برکت باشد.

مهدی شادکار

Wednesday, May 22, 2013

یکشنبه بارانی پاریس


مانند یکشنبه های اخیر، این یکشنبه نیز به محله سن دنی سباستوپول رفتیم تا در رستوران ارزان پاکستاتی ناهار بخوریم و سپس از فروشگاه ترک کنارش مواد غذایی حلال خرید کنیم‌.. به اتفاق کوهزاد و صادق و محمدرضا.
در راه بازگشت باران گرفت. ناچار در نزدیکترین کافه نشستیم. یک ساعت و نیم گپ زدیم ولی باران قصد بازایستادن نداشت. من که دوچرخه داشتم و صادق هم که از ولیب استفاده میکرد (دوچرخه های عمومی شهری در پاریس) لذا مجبوری زیر باران راه افتادیم و کوهزاد را در کافه تنها گذاشتیم.
تا ایستگاه ولیب در نزدیکی مرکز پمپیدو ، زیر رگبار باران با صادق قدم زدیم، و او دوچرخه گرفت و من از او جدا شدم. در مسیر موش آبکشیده شدم، البته علیرغم نزدیکی مسیر (از پمپیدو تا پانتئون) دیدم در توانم نیست مسیر بازگشت را با دوچرخه بروم. البته صادق پانچو به تن داشت و مسیرش نزدیکتر از من بود (پمپیدو تا نوتردام). لذا در ایستگاه اتوبوسی ایستادم و چون دوچرخه ام تاشو است امکان اتوبوس سوار شدن را هم دارم.
بالاخره در لوکزامبورگ از اتوبوس پیاده شدم و مسیر کوتاهی را تا خانه رفتم که دیدم صادق زنگ می ند و می گوید که ایستگاه های ولیب نزدیک خانه اش همه پر هستند به ناچار نزدیک خانه ی من است تا جایی بتواند دوچرخه اش را تحویل دهد.
این هم از یک روز بارانی ما در پاریس

Wednesday, May 8, 2013

خرید با دوچرخه

در این دوره ی میانی تاریخ حضورم در پاریس، پس از دوران متقدمی که دوچرخه داشتم و دزد برد و قس علیهذا، دوباره چرخ گردون یاری کرد و دوچرخه دیگری گرفتم و خیلی زود تبدیل به وسیله نقلیه اصلی ام شد.

خریدهای خانه را نیز با دوچرخه انجام میدهم و این هم عکس دو شب پیش که با سبدی پر از توت فرنگی، نان، آب پرتقال و شیر و تخم مرغ، به خانه باز میگردم.


Monday, April 15, 2013

دوچرخه تازه ام

امروز با این دوچرخه ی تازه ام مسیر خانه تا مدرسه معماری را پیمودم. اول صبح باران می بارید ولی خیلی زود بند آمد و هوای دلپذیر بهاری ای برای پیمایش بامدادی ام فراهم ساخت.

جلوی این کافه لختی درنگ کردم تا قهوه و کرواسانی از بهر صبحانه میل کنم، سپس به مدرسه معماری رفتم.

بیش بادا

Thursday, February 28, 2013

دوپالما و لیبسکیند



امروز از صبح مدرسه معماری بودم و در جستجوی سناریو و کانسپتی برای پلان های مرکز بزرگ هنری ام که پروژه ی پایانی ام است. در نهایت به عنوان رفرانس، به دانیل لیبسکیند ، معمار رادیکال و فورمالیست لهستانی الاصل و یهودی رسیدم! معماری که پیشتر ازش خوشم نمی آمد و او را رادیکال میدانستم‌ غافل از آنکه خودم رادیکال و فورمالیست از آب درآمدم!

کتاب لیبسکیند را از کتابخانه گرفتم، وسایل ماکت و مقوا و سایر چیزها را در کمدم گذاشتم و آتلیه را به قصد سینما گراند آکسیون که در نزدیکی خانه ام است ترک کردم‌.

با مهریز قرار سینما داشتیم و رفتیم فیلم پاسیون passion برایان دو پالما را دیدیم‌.

فیلمی با داستانی معمولی از زن هایی هوس باز که عاشق جنس موافق می شوند و این عشق ها و تمایلات با حسادت ها مخلوط میشود و جنایت هایی رخ میدهد!

کادر ها و روایت فیلم، مرا یاد فیلم های دهه ی هشتاد لینچ، ترانس مالیک و دیگران نی اندازد البته خود دوپالما هم دهه هستاد فیلم های اینچنینی ساخته است.

در کل روز خوبی بود ، با طعم مخلوط دوپالما لیبسکیند.

عکس نخست عکس امشبم از سردر سینما گراند آکسیون است که روی اینستاگرام منتشر کردم.

عکس دوم هم یک بنا از لیبسکیند است.

Wednesday, February 27, 2013

مجسمه بی سر و دست و پا


پس از مدتها دوباره جمعه ی گذشته گذارم به مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس افتاد، به جهت استفاده از کتابخانه ی مدرسه ی معماری پاریس مالاکه، که همسایه ی هنرهای زیباست.

این حیاط مرکزی هنرهای زیبای پاریس را دوست میدارم. برای رفتن به کتابخانه معماری باید از این حیاط گذر کرد.

دورش طاقی های زیبایی دارد و بین طاقی ها هم مجسمه های زیادی قرار دارد که اغلب سرها و دست و پاهایشان کنده شده است.

خارج از این حیاط مرکزی، هنرهای زیبا یک ساختمان اصلی دارد که ورودی کتابخانه و مرکز اسناد هنرهای زیبا و آتلیه ها و کارگاه های تایپوگرافی هم همان است. یک مجسمه کنار ورودی آن ساختمان بود که خیلی بزرگ بود و با جزئیات پیکرتراشی شده بود. پیکر مردی برهنه ی نشسته بود که البته سر و دست ها و پاهایش کنده شده بود و آنچه از اندام های متصل به بدن در این مجسمه باقی مانده بود، بیضه هایش بود که اتفاقا با دقت زیادی تراشیده شده بود.

البته عکس بالا، از همان حیاط مجسمه هاست که مجسمه هایش کوچکترند و جزئیات شرم و حیایشان کمتر :)

کافه نشینی گرم در شبی سرد



این روزهای آغاز اسفند، هوای پاریس بسیار سرد شده است‌. هوای بیشتر ابری و بارانی با سوز سرمای زیاد.

همین چند شب پیش، با دوستان در سن میشل قرار گذاشتیم و رفتیم آمورینو کافه نشینی. آمورینو به بستنی هایش معروف است. یکی از دوستان بستنی گرفت، دیگران اغلب قهوه با کرپ نوتلا یا کرپ خاک قند گرفتند‌. فارغ از سرمای بیرون، در محفلی گرم، گپی زدیم و اوقات بسی خوش گشت.

مهریز و نفیسه و محمدرضا و من

Thursday, February 21, 2013

آشپزی های من - بخش نخست


مجموعه ای از آشپزی هایم را با شما همخوان میکنم.
از پاستا با سس های مختلف بگیر تا پیترا و انواع سالاد و اسنک و املت و خاگینه و خلاصه هرچی گیرم بیاد.
به غذای بدون گوشت علاقه دارم و بیشتر اوقات غذای وجترین میپزم.
البته سبزی پلو با ماهی هم از دیگر غذاهای مورد پسند ام است که گاهی میپزم.

Thursday, January 19, 2012

Cafeteria of Paris Val De Seine school of architecture

کافه تریای مدرسه معماری پاریس ول دو سن در بخش ورودی میباشد که بوسیله دانشجویان اداره میشود. طراحی دکور ان هم یک فضاسازی معمارانه است با تیرتخته های معمولی. حتی تلویزیون های قدیمی ای داریم که رویش بالشت گذاشتند و شده عسلی برای نشستن. فوتبال دستی هم داریم. همیشه موزیک هم به راه است. بستگی به این دارد که شیفت کی باشد و او به سلیقه خود موزیک می ذارد.
الان در کافه تریا دارم اب پرتقال و کاپوچینو با کرواسان میل می فرمایم. جمیعا دلتان بسوزد. / الاحقر مهدی شادکار















Friday, May 13, 2011

My Wallet Project

North Facade
South Facade
Interior Section
Perspective

Architect Analyst : mahdi shadkar
Raw Design : Dell Streak camera
Soft Design : Photoshop Android
Executer : Bloggeroid










posted from Bloggeroid

Thursday, April 21, 2011

Subway ساعت خوشحالي ساب وي

ساندويچ هاي اين ساندويچي ساب وي نزديک منزل بنده بسيار لذيذ و گواراست. تازه, بين ساعت هاي چهار تا هفت غروب, ساعت خوشحالي هستش (هپي اور ) که در اين ساعت خوشحالي, دونه اي دو يورو تخفيف ميده رو هر ساندويچ.

ما فن ساب وي هستيم و از مک دونالد تبري مي جوييم








عکس ها رو هم بذارم برم با خيال راحت ميل کنم
بفرما

posted from Bloggeroid

Monday, April 11, 2011

در پارک لوکزامبورگ



در يکشنبه گرم بهاري به پارک لوکزامبورگ امدم. صندکي يا نيمکت خالي پيدا نميشد از بس شلوغ بود. بالاخره يه گوشه اي پيدا کردم نشستم




posted from Bloggeroid